از کمبود ایدئولوژی در جنبش انقلابی تا نسب مشروع حکومت
مهمترین سوال کنونی درباره تحولات عراق، این است که آیا حکومت عادل عبدالمهدی در برابر این اعتراضات دوام میآورد یا به زودی کنار میکشد.


جنبش تصرف والاستریت ابتدا به سرمایهداری مالی (با محوریت بانکها) در آمریکا معترض بود و جان کلامش این بود که بانکها و سایر موسسات مالی آمریکا، یکی از عوامل اصلی افزایش شکاف طبقاتی در این کشورند، ولی به تدریج با گسترده شدن جنبش، شعارهای کلی جانشین خواستههای روشن شد. مثلاً معترضین میگفتند “ما خواهان جهانی هستیم که در آن همه نیازهای انسانی برطرف شود.” راه تحقق این کلیگوییها نیز بر هیچ کس روشن نبود.


یعنی ملت باید مهلت بدهد به سیستم دموکراتیک برآمده از سرنگونی صدام. اما اگر چنین صبری در مردم عراق نباشد، ناکارآمدی حکومت دموکراتیک عراق و فقدان تاریخ سیاسی و فرهنگ سیاسی دموکراتیک در این کشور، شانس جنبش اعتراضی-انقلابی مردم عراق را برای سرنگونی نظام سیاسی مستقر در این کشور افزایش میدهد. اما به نظر میرسد در جهان دموکراتیک کنونی، مردم عراق نهایتاً میتوانند فرق مشروعیت حکومت فعلی عراق و عدم مشروعیت حکومت صدام را دریابند و استقلالطلبی خردمندانهشان را به رویای ناسیونالیسم عربی گره نزنند.
جدا از آیتالله سیستانی، که تداوم این نظام دموکراتیک نوپا را لازمه ثبات سیاسی عراق و درنیفتادن این کشور به ورطه جنگ داخلی میداند، ایران و آمریکا اگرچه بر سر هویت سیاسی و جهتگیری پارلمان و حکومت (قوه مجریه) در عراق دموکراتیک کنونی با هم اختلاف دارند ولی در قبال حفظ نظام سیاسی موجود در عراق، موضعشان مشترک و یکسان است.









دیدگاه ها (0)